مصادیق نقض
کالبدشکافی پروژه «انسانیتزدایی»؛ پلیس چگونه هدف جنگ روانی و رسانهای قرار میگیرد؟
کالبدشکافی پروژه «انسانیتزدایی»؛ پلیس چگونه هدف جنگ روانی و رسانهای قرار میگیرد؟
بررسیهای دقیق در اتاقهای فکر رسانهای و امنیتی نشان میدهد که توجیه حملات نظامی یا تروریستی علیه پلیس شهری، بخشی از یک پروژه بزرگ به نام «عملیات شناختی» (Cognitive Warfare) است. رسانههای معارض برای عادیسازی خشونت علیه پلیس در افکار عمومی، از ۵ لایه زیر استفاده میکنند:
۱. تغییر برچسبها؛ پلیس یا نیروی سرکوب؟ (Media Framing)
اولین قدم برای مشروع نشان دادن کشتار یک گروه، تغییر هویت آنها در ذهن مخاطب است.
تاکتیک: پلیس شهری که وظیفهاش امنیت ترافیک و مقابله با جرایم عمومی است، در ماشین رسانهای مهاجم به کل سانسور میشود. آنها با استفاده از برچسبهایی مثل «مزدور» یا «بازوی خشونت»، هویت مدنی پلیس را حذف میکنند تا ذهن مخاطب خشونت علیه آنها را «قابل درک» یا حتی «حق» بپندارد.
۲. انسانیتزدایی (Dehumanization)
برای اینکه افکار عمومی نسبت به ریخته شدن خون پلیس بیتفاوت شود، آنها را «انسانزدایی» میکنند.
تاکتیک: در این مرحله، پلیس نه به عنوان یک پدر، همسر یا فرزند، بلکه به عنوان یک «ربات بیهویت» یا «ابزار ساختار قدرت» تصویر میشود. وقتی حس انسانی نسبت به یک فرد از بین برود، حساسیت جامعه نسبت به کشته شدن او نیز از بین میرود.
۳. انتخاب «اهداف نرم» در جنگ نامتقارن (Asymmetric Tactics)
از نظر امنیتی، حمله به پلیس شهری اهداف تاکتیکی مشخصی دارد:
دسترسی آسان: نفوذ به پادگانهای نظامی سخت است، اما کلانتریها و نیروهای گشتی در سطح شهر «اهداف نرم» و در دسترسی هستند.
تولید ناامنی ادراکی: هدف این است که به مردم القا شود: «وقتی حاکمیت نمیتواند از پلیس خود دفاع کند، پس نمیتواند امنیت شما را هم تامین کند.» این کار مستقیماً اقتدار داخلی یک کشور را هدف میگیرد.
۴. فرار از تله «جنایت جنگی» و حقوق بینالملل
بر اساس کنوانسیونهای ژنو، پلیس شهری جزو «غیرنظامیان» محسوب میشود و حمله به آنها مصداق جنایت جنگی است.
تاکتیک: مهاجمان و رسانههای همسو برای فرار از این مسئولیت حقوقی، مجبورند با پروپاگاندای انبوه ادعا کنند که مقر پلیس، یک «پایگاه شبهنظامی» یا «مرکز فرماندهی سرکوب» بوده است تا هدف قرار دادن یک مکان غیرنظامی را توجیه کنند.
۵. قطبیسازی رادیکال و دوقطبی کردن جامعه
عادیسازی خشونت علیه تامینکنندگان امنیت، مرزهای «خشونت مشروع» و «نامشروع» را در جامعه از بین میبرد. این استراتژی به دنبال آن است که شکاف میان بخشی از جامعه و حاکمیت را به یک درگیری فیزیکی و بازگشتناپذیر تبدیل کند.
جمعبندی تحلیلی:
توجیه حمله به پلیس تحت عنوان «تجمع نیروهای سرکوب»، صرفاً یک پوشش رسانهای برای عملیاتهای تروریستی است. از نظر قواعد بینالمللی (مانند آفکام)، پخش چنین محتواهایی مصداق بارز «ترویج خشونت و ترور» (Incitement to Violence) است و هیچ ارتباطی با اطلاعرسانی یا کار حرفهای رسانهای ندارد.
مستندات و مصادیق
تحلیل ابعاد عملیات شناختی و انسانیتزدایی از نیروهای پلیس